یادنامه شهید محسن حججی

وبلاگی به یاد شهید محسن حججی، شهیدی که حجت زمانه ما شد ...

یادنامه شهید محسن حججی

وبلاگی به یاد شهید محسن حججی، شهیدی که حجت زمانه ما شد ...

  • هم‌عهدان شهید محسن حججی
  • هم‌عهدان شهید محسن حججی

رهبر انقلاب خطاب به پدر و مادر شهید حججی: ببینید چه غوغایی در کشور راه افتاده به خاطر شهادت این جوان

 

  • هم‌عهدان شهید محسن حججی


برای بانوی صبر
السلام ای بانوی سلطان عشق
السلام ای بانوی صبر دمشق
زیبنبِ دنیا و عقبیِ علی
شرح مدح لافتی الا علی
در مسیر شام غوغا کرده ایی
شهر را آشوب برپا کرده ایی
خطبه خواندی از غریبی حسین
زنده کردی کربلا در عالمیین
گر نبودی کربلایی هم نبود
گریه و شور و نوایی هم نبود
رنج هایی ست فراوان دیده ایی
خیمه ها، غارت، سواران دیده ایی
دیده بودی، حلق و چشم و حرمله
گریه کردی پا به پای قافله
 
بسم الله النور...
صَلی الله علیک یا اُماه یا فاطمه الزهرا"سلام علیک"
وَلاتَحسَبن الذینَ قُتلوا فی سَبیل الله اَمواتا، بَل احیاء عند رَبِهم یُرَزقون
هرگز نمیمیرد آنکه دلش زنده شد به #عشق
ثبت است بر جدیده عالم دوام ما...
چند ساعتی بیشتر به رفتن نمانده است، هرچه به زمان رفتن نزدیک تر می شوم قلبم بی تاب تر می شود...
نمی دانم چه بنویسم و چگونه حس و حالم را بیان کنم...
نمی دانم چگونه خوشحالی ام را بیان کنم و چگونه و با چه زبانی شکر خدای منان را به جای بیاورم...
به حسب وظیفه چند خطی را به عنوان وصیت با زبان قلم می نویسم...
نمیدانم چه شد که سرنوشت مرا به این راه پر عشق رساند... نمی دانم چه چیزهایی عامل آن شد...
بدون شک شیر حلال مادرم، لقمه حلال پدرم و انتخاب همسرم و خیلی چیزهای دیگر در آن اثر داشته است...

عمریست شب و روزم را به عشق شهادت گذرانده ام... و همیشه اعتقادم این بوده و هست که با شهادت به بالاترین درجه ی بندگی میرسم...
خیلی تلاش کردم که خودم را به این مقام برسانم اما نمی دانم که چقدر توانسته ام موفق باشم...
چشم امیدم فقط به #کرم_خدا و #اهل_بیت است و بس امید دارم این رو سیاه پرگناه را هم قبول کنند و به این بنده ی بدِ پرخطا نظری از سر رحمت بنمایند...
که اگر این چنین شد؛🔅الحمدالله رب العالمین...
اگر روزی خبر #شهادت این بنده حقیر سرا پا تقصیر را شنیدید؛ علت آن را جز کریمی و رحیمی خدا ندانید...
اوست که رو سیاهی چون مرا هم می بخشد و مرا یاری می کند...
همسر عزیزم زهرا جانم
اگر روزی خبر شهادتم را شنیدی بدان به آرزویم که هدف اصلی ام از ازدواج با شما بود رسیدم و به خود افتخار کن که شوهرت #فدای_حضرت_زینب شد...
مبادا بی تابی کنی، مبادا شیون کنی، صبور باش و هر آن خودت را در محضر حضرت زینب بدان... حضرت زینب بیش از تو مصیبت دید.
پدر عزیزم
همیشه و در همه حال الگوى زندگی و مردانگی ام تو بوده و هستی، اگر روزی خبر شهادتم را دیدی، زمانی را در مقابل خود فرض کن که حسین بن علی در کنار جگر گوشه اش علی اکبر حاضر شد...
داغ تو بیشتر از داغ اباعبدالله نیست... پس #صبور باش پدرم، می دانم سخت است اما می شود...
مادر عزیزم
ام البنین علیهاالسلام 4جوان خود را فدای حسین و زینب کرد و خم به ابرو نیاورد.
حتی زمانی که خبر شهادت پسرانش را به آن دادند باز از حسین سراغ گرفت؛ پس اگر روزی خبر شهادتم را شنیدی، همچون ام البنین صبورانه و با افتخار فریاد بزن که مرا فدای حسین و حضرت زینب کرده ای و مبادا با بی تابی خود دل دشمن را شاد کنید...

برادر عزیزم
اگر روزی مرا در لباس شهادت دیدی آن لحظه ایی را به یاد بیاور که اباعبدالله بر بالین عباس ابن علی حاضر شد و داغ برادر کمرش را خم کرد...
مبادا ناسپاسی کنی، مبادا به هدیه ایی که تقدیم #اسلام کرده اید شک بیاورید...
خواهران خوبم
لحظه ی وداع با شما و مادرم و پدرم مرا به یاد آن لحظه ایی انداخت که اهل حرم حضرت علی اکبر را راهی میدان جنگ می کردند؛ پس اگر من هم رو سفید شدم غم و غصه و اشک و ناله خود را فدای علی اکبر کنید و مبادا داغ خود را از داغ دل #اهل_حرم بیشتر بدانید...
پسر عزیزم، علی جان...
ببخشید اگر قد کشیدنت را ندیدم و مرد شدنت را نظاره نکردم... سعی کن راه مرا ادامه بدهی... سعی کن کاری کنی که سرانجام آن به #شهادت ختم شود...
پدر و مادر همسر عزیزم...
همیشه شما را همچون پدر و مادر واقعی خودم می دانستم و خوشحال ام که سرنوشتم با حضور در خانواده شما رقم خورد...
به شما هم جز #صبر و تحمل چیز دیگری سفارش نمی کنم، همیشه یاد داشته باشید علی اکبر حسین هم تازه داماد کربلا بود...
از همه میخوام این رو سیاه را حلال کنید، اگر حقی از کسی ضایع کردم، اگر غیبتی پشت سر کسی کردم، اگر دلی را رنجاندم، اگر گناهی از من سر زد؛ #حلالم_کنید...
اگر شهید شدم تا جایی که اجازه داشته باشم؛ شفیعتان خواهم بود.

اما چند وصیت کلی:
از #ولایت_فقیه غافل نشوید و بدانید من به یقین رسیدم که امام_خامنه_ای نائب بر حق #امام_زمان است.
از همه ی خواهران عزیزم و از همه ی زنان امت رسول الله می خواهم روز به روز #حجاب خود را تقویت کنید، مبادا تار مویی از شما نظر نامحرمی را به خود جلب کند؛ مبادا رنگ و لعابی بر صورتتان باعث جلب توجه شود؛ مبادا چادر را کنار بگذارید...
همیشه الگوی خود را #حضرت_زهرا  و زنان اهل بیت قرار دهید؛ همیشه این بیت شعر را به یاد بیاورید
آن زمانی که حضرت رقیه سلام الله خطاب به پدرش فرمودند:
غصه ی حجاب من را نخوری بابا جان
چادرم سوخته اما به سرم هست هنوز...
از همه ی مردان امت رسول الله می خواهم فریب فرهنگ و مدهای غربی را نخورید؛ همواره علی ابن ابی طالب امیرالمومنین را الگو و پیشوای خود قرار دهید و از شهداء درس بگیرید...
خودتان را برای #ظهور_امام_زمان روحی لک الفدا و جنگ با کفار به خصوص #اسرائیل آماده کنید که آن روز خیلی نزدیک است.
همیشه برای خدا بنده باشید که اگر این چنین شد بدانید عاقبت همه ی شما به خیر ختم می شود...
▪️مقداری #حق_الناس به گردن دارم که عاجزانه می خواهم برایم ادا کنید...
- یک میلیون تومان به مادر بزرگ پدری بدهکارم
- مقداری بدهی به برادر محسن همتی ها بابت محصولات فرهنگی و کار های دیگر بدهکارم
- 32هزارتومان به اضافه مقداری سربند به پایگاه شهدای بنیاد امیرآباد بدهکارم
- اگر برایتان مقدور بود به مقدار یک ماه #نماز و #روزه برایم ادا کنید که اگر خدایی ناکرده گهگاهی از روی خطا نمازی قضا کردم و یا روزه ایی از دست دادم جبران شود...
الهم عجل لولیک الفرج
اللَّهُمَّ اجْعَلْنِی مِنْ أَنْصَارِهِ وَ أَعْوَانِهِ وَ الذَّابِّینَ عَنْهُ وَ الْمُسَارِعِینَ إِلَیْهِ فِی قَضَاءِ حَوَائِجِهِ وَ الْمُحَامِینَ عَنْهُ وَ السَّابِقِینَ إِلَى إِرَادَتِهِ وَ الْمُسْتَشْهَدِینَ بَیْنَ یَدَیْه‏
 
آمین
١٣٩٦/٤/٢٧
محسن حججی
۱۵:۱۴

  • هم‌عهدان شهید محسن حججی


الهی نه طمع بهشت را دارم و نه نعمت های آن را... شهادت را فقط برای ملاقات با تو می خواهم... تو همه چیز هستی و همه چیز از آن توست...
جان امانتی است که تو بمن سپردی و حال بعد از پستی و بلندی و فراز و نشیب های بسیار، آمده ام...
الهی! آمده ام برای رفتن به قربانگاه، برای قربانی شدن...
الهی؛ این جان ناقابل را برای قربانی بپذیر...
الهی، رو سیاهم. رو سفیدم کن... شهیدم کن...
  • هم‌عهدان شهید محسن حججی

نماهنگ غوغای حجت بی سر، روایتی تصویری از حضور رهبر انقلاب بر پیکر شهید حججی...

 

  • هم‌عهدان شهید محسن حججی
  • هم‌عهدان شهید محسن حججی
  • هم‌عهدان شهید محسن حججی

کلیپ وصیت نامه شهید حججی به فرزندش

 

  • هم‌عهدان شهید محسن حججی

کلیپ سخنان آیت الله رئیسی درباره شهید حججی

 

  • هم‌عهدان شهید محسن حججی

رهبر انقلاب: شهید حججی مثل یک پدیده باورنکردنی است؛ اگر ما اینها را در زمان خودمان ندیده بودیم، به آسانی باور نمیکردیم

 

  • هم‌عهدان شهید محسن حججی

شعر خوانی شور انگیز امیری اسفندقه در وصف شهید حججی

 

  • هم‌عهدان شهید محسن حججی
  • هم‌عهدان شهید محسن حججی
  • هم‌عهدان شهید محسن حججی


یا رب الحسین
خدایا چندیست عقده دل پیشت باز نکردم و باز به لطف شما فرصتی مهیا شد...
خدایا؛ محرم حسین(ع) رسید... تاسوعا رسید... عاشورا رسید... محرم رو به اتمام است و من هنوز...
خدایا چه شده است؟ مگر چه کرده ام که اینگونه باید رنج و فراق بکشم؟
خدایا میدانم... میدانم رو سیاهم... پرگناهم...
اما... تو را به حسین... به زینب... به عباس... خدایا دیگر بس است... اصلابگذار اینگونه بگویم... غلط کردم
خدایا... بگذر... بگذر از گذشتته ام... ببخش
باور ندارم در عالم کبریایی تو گنهکاران را راهی نباشد.
یا اله العاصین
ببخش آ« گناهانی را که از روی جهالت انچام داده ام
ببخش آن خظاهایی را که دیدی و حیا نکردم
خدایا... تو را به محرم خسین (ع) مرا هم محرم کن...
این غلام رو سیاه پرگناه رو سیاه بی پناه را هم پناه بده...
خدایا یک سال گذشت و من تمام سال را تنها با خاطرات همان چند روز جهاد گذراندم...
زنده ام به امید دوباره رفتن...
مپسند... مپسند که اینگونه رنج بکشم...
سینه ام دیگر تاب ندارد...مگر چند نفر شوق رفتن دارند؟
یعنی پیش این همه خوبان روسیاهی مثل من جایی ندارد؟...
مگر جز این است که حسین (ع) هم عباس (ع) را برد و هم حر را...
مگر غیر از این است که هم حبیب رو سفید شد و هم جون...
خدایا اگر شوقی هست.. اگر شجاعتی هست... اگر روحم به تکاپو افتاده است برای رفتن همه و همه به لطف تو بوده و بس... میتوانستی مرا هم در این دنیا غرق کنی...
می توانستی مرا هم آنقدر سرگرم دنیا کنی که فکر جهاد هم نباشد چه برسد به رفتن...
میتوانستی آنقدر وابسته ام کنی که نتوانم از داشته هایم دست بکشم...
اما خدایا از همه چیز دل بریده ام...
از زن و فرزندم گذشتم...
دیگر هیچ چیز این دنیا برایم ارزشی ندارد جز آنچه که مرا به تو برساند...
خدایا من از همه چیز این دنیا گذشتم تو هم از من بگذر...
و این همه را فقط از لطف تو میدانم ...
پس؛ ای که مرا خوانده ای؛ راه نشانم بده...
  • هم‌عهدان شهید محسن حججی

سلام علی آقا،
سلام باباجان،
سلام پسر گلم... چند کلمه‌ای هم می‌خواستم با تو حرف بزنم، ببخشید که باباجان در سن کودکی رهایت کردم و رفتم!

گر ما نمی‌رفتیم به حرم حضرت زینب (س) جسارت می‌شد یا خدایی ناکرده همان خرابه های شام برای حرم حضرت رقیه (س) اتفاق می افتاد...

علی جان،

من خیلی دلم می‌خواهد روسفید و شهید شوم و یک بار قبل از ظهور و یک بار بعد از ظهور امام زمان (عج) شهید شوم! به خیال خودم می گویم که این زرنگی که دو بار برای اسلام شهید شوی! ان‌شالله که بتوانم به این آرزو برسم اما بازهم راضی به رضای خدا هستم؛ اگر به آرزویم رسیدم و شهید شدم که الحمدالله اگر هم به آرزویم نرسیدم لایق نبودم و شاید صلاح خدا چیز دیگری است!

علی جان! بابا جامعه خیلی روز به روز سخت تر میشه، گناه روز به روز رشد و پیشرفت می کند؛ پاک بودن در این جامعه، بسیار سخت‌تر از زمان‌های قبل است و هر چه به ظهور امام زمان (عج) نزدیک‌تر می‌شویم فتنه‌ها بیشتر می‌شود و شیطان قوی‌تر می‌شود.

تو باید خیلی مواظب خودت باشی، نه تنها تو باید مواظب خودت باشی بلکه باید مواظب اطرافیانت هم باشی؛ اسمت را گذاشتم علی تا مولا و پیشوایت، الگویت علی (ع) شود!
می‌خواهم طوری علی‌وار (ع) زندگی کنی که یکی از سربازان امام زمان (عج) شوی، پس از همین الان روی خودت، درس خواندنت، شغل، انتخاب زندگی، راه و روشی که می‌خواهی انتخاب کنی، در انتخاب رفیقها، در انتخاب آن آینده‌ای که برای خودت در نظر داری، کار کن! خلاصه که خیلی به روی خودت کار کن!

من همیشه به یادت هستم، همیشه بالای سرت هستم، اگر ان‌شاالله شهید شدم همیشه پا به پایت در زندگی دنبالت می‌آیم و نمی‌گذارم کمبود سایه پدرت را احساس کنی، اگر هم شهید نشدم می‌آیم و پیشت خودم باهات هستم تا بزرگ شوی!

این چند جمله را گفتم که اگر یک روزی چشم و گوشت تازه باز شد و صدای پدرت و خواستی بشنوی! این صوت را داشته باشی، بدان که خیلی دوست دارم هم تو و هم مادرت را، مواظب خودتون باشید!
بعضی وقتا دل کندن از یک سری چیزهای خوب باعث می شود تا یک سری چیزهای بهتری را به دست بیاری، من از تو و مادرت دل کندم! تا بتوانم نوکری حضرت زینب را به دست آورم! آرزو دارم تا خدا در این سفر به من نگاه کند، خیلی دوستتون دارم مواظب خودتون باشید و سعی کنی طوری زندگی کنی که خدا عاشقت باشد! اگر خدا عاشقت شود! خوب تو را می‌تواند خریداری کند! موظب خودتون باشید، دعا کنید من هم رو سفید شوم!

خداحافظ...

  • هم‌عهدان شهید محسن حججی

سلام به همسر گلم راستش دیگه زیاد گوشیم شارژ نداره گفتم تا قبل اینکه خاموش بشه چند جمله ای باهات حرف بزنم...

زهرا جان، خیلی دوست دارم و خوشحالم از اینکه من با ت0و ازدواج کردم. یاد میاد روز اول عقدمون که بهت گفتم من دوست دارم با ازدواج با تو به سعادت برسم و سعادت همون شهادته و سرنوشت من با ازدواج با تو خیلی تغییر کرد. شغل خوبی پیدا کردم. راه و روش خوبی پیدا کردم. و همه رو یجورایی مدیون تو ام. ممنونم...

الان دوباره قسمت شده برم نوکری حضرت زینب. نمیدونم این بار سرنوشتم به شهادت میرسه یا نه. اما خیلی دوست دارم رو سفید بشم.حالا چه با شهادت چه با لیاقت نوکری. اما دلم میخواد موثر باشم... دعا کن شرمنده حضرت زینب نشم. دعا کن اونجا مفید باشم. بتونم خدمتی بکنم به اسلام و کاری از دستم بر بیاد. خدایی نکرده نرم اونجا چیزی بلد نباشم. نرم اونجا ترس بمن غلبه بکنه و دلبستگی به من غلبه کنه.

زهرا جان من ازت میخوام حلالم کنی. اگه بدی کردم اگه با اخلاقم تندی کردم. اگه یموقع تو زندگی هر از گاهی یکم نمگ زندگیمون کم و زیاد شد. ولی خب زندگی قشنگی داشتیم. من واقعا راضی ام ازت. واقعا هم از تو هم از زندگیم هم از سرنوشتی که دارم راضی ام...

دلم مبخواد برام دعا کنی رو سفید بشم. هرچه قسمت باشه. هرچی خدا بخواد. راضی ام به رضای خدا. اگه قسمتم شهادت بود که به آرزوم رسیدم. اگرم نبود میدونم که صلاح خدا چیز دیگه ایه. فقط میخوام حلالم کنی...

خیلی دوست دارم ! مواظب خودت و پسرم باش... مواظب پدر و مادرت باش. مواظب پدر و مادر من باش. همیشه بهشون سر بزن. همیشه باهاشون باش. همیشه به یاد من باش. خلاصه خیلی مواظب خودتون باشید...

پسرمم یجوری تربیت کن که سرنوستش هرچی شد ختم به سعادت بشه. ختم به سربازی امام زمان بشه. خیلی دلم میخواد پاسدار بشه یا یه روحانی. اما انتخاب با خودشه. هرجوری که خودش دوست داشت. فقط یجوری تربیتش کن که تو این جامعه یه سرباز بشه برا امام زمان...

خیلی دوستون دارم... مواظب خودتون باشید. برام دعا کنید. خیلی برام دعا کنید. از طرف من هرکیو دیدید برام حلالیت بگیرید. بگید محسن گفت خوبی بدی کمی زیادی یه موقع غیبتی کردم یموقع دلیو رنجوندم یا حرفی زم خلاصه ببخشید. ان شا الله حرم حضرت زینب حرم حضرت رقیه تو بازار شام جاهایی که میرم برا جنگ جاهایی که میرم برای نوکر همیشه به یادتون هستم. دعاتون میکنم و دعا میکنم ان شا الله یروزی سوریه آزاد بشه و همه تون بیاید زیارت.

التماس دعا

خداحافظ

  • هم‌عهدان شهید محسن حججی
 چنان خاطر دلبر افتاده در سر
که دل می‌گذارد به راه خطر سر

عدم می‌گشاید گریبان شب را
برآرد چو مهرش ز بام سحر سر

فریب سراب از قفا می‌گریزد
چو سیراب گردد ز خون جگر سر

«بنازم به بزم محبت که آنجا»
گدا می‌نهد تاج شاهانه بر سر

عجب نیست مستانه با سر دویدن
در این آستان می‌زند بال و پر سر!

خریدار خلقند این سربداران
که نقش است بر سکۀ سیم و زر سر

کدامین بلا دل به دریا سپرده
که از موج خون می‌چکد چون گهر سر

ز روزی که خوش‌نام شد هر خیابان
چراغی برافروخت در هر گذر سر

به معراج نی، با رجز خواندش گفت
که شیرین‌بیان‌تر شده‌ است از شکر سر

چه سرّی است در این تکامل که گویی
پدر می‌گذارد به پای پسر سر

اگر پیکری آمد از شام، هرگز
روا نیست پیدا شود زین سفر سر

مگر لشگر فاطمیون رسیده
که می‌جوشد اینجا ز دیوار و در سر

گرفته‌‌اند دامان خیرالنساء را
نهاده‌اند بر پای خیرالبشر سر

به بازار دل، جان‌نثاران زینب
ندارند سرمایه‌ دیگر، مگر سر

چو مهتاب در سایهٔ ظلم و ظلمت
شود در کف اشقیا جلوه‌گر سر

به قاموس جان، جمله دلدادگان را
شود مبتدا پیکر آنگه خبر سر

*

چه رازی‌ست پنهان میان دو چشمش
که شد همچو آیینه از هر نظر سر

فرو ریخت ارکان جور از نگاهش
که چون آه مظلوم دارد اثر سر

ابوفاضلانه به میدان کوران
کند نذر اعجاز شقّ‌القمر سر

عسل می‌چکد از لبش همچو قاسم
چه باکش شود گوی چوگان اگر سر

«امیری حسینٌ و نعم الامیر»ش
نوشته است با خط خون روی هر سر

«سلامٌ علی آل طه و یس»
درود خداوند همواره بر سر

عمار موحد
  • هم‌عهدان شهید محسن حججی
  • هم‌عهدان شهید محسن حججی

آسمان سرخ است، بی‌تاب است، دل بی‌تاب‌تر
تشنه است این خاک، تشنه، آسمان بی‌آب‌تر

کودکی خوابش نبرده اسم بابا بر لبش
مادری دلشوره دارد، مادری بی‌خواب‌تر

آسمان سرخ است، ابری تیره می‌پیچد به خود
نیست در این صحنه مهتاب از رخت مهتاب‌تر

دست شستی از سرت، جاری‌ شدی در سرنوشت
زندگی بی‌درد مرداب است، نه مرداب‌تر

با سر از کف دادنت لرزیده دست و پای عشق
سر به سر چشمان مشتاقان شد از این باب، تر

سر نداری، پهلویت زخمی است، بی‌پیراهنی
میهمانی کس نرفته از تو با آداب‌تر

سر نداری تا به دامانش نهی اما چه غم
بی‌سر است آنکس که از او کس ندید ارباب‌تر


محمدرضا وحیدزاده

  • هم‌عهدان شهید محسن حججی
  • هم‌عهدان شهید محسن حججی
  • هم‌عهدان شهید محسن حججی

ای تیغ! استخاره مکن! آب دیده شو
ای تن! جریحه دار شو! ای سر! بریده شو!

یک بار هم شده بزن از سینه ام برون!
فریاد بی صدای من! انک شنیده شو

از بین دلبران به جلوه درامده
ای دل بیا و عاشق یار ندیده شو!

گر باتو دعوی غم ام المصائب است
چون تیغ منحنی حسینش، خمیده شو

خاکی اگر، به رشته تسبیح دربیا
گر قطره ای، ز آب وضویی چکیده شو

با مرگ چیزی عاید انسان نمی شود
این راه بهتر است : شهید عقیده شو!

پروانه وار در تن پیله نهان شدی
بر دست ها شهید من! این بار دیده شو

ای شعر! اگر حدیث تو مضمون چشم اوست
بیخود نگیر وقت غزل را، قصیده شو!


پیمان طالبی

  • هم‌عهدان شهید محسن حججی
  • هم‌عهدان شهید محسن حججی
  • هم‌عهدان شهید محسن حججی

رهبر معظم انقلاب در دیدار با جمعی از  مسئولان و فعالان فرهنگی استان‌های یزد و همدان: شهید حججی عزیز حجت خداوند در مقابل چشم همگان شد!

  • هم‌عهدان شهید محسن حججی

بسم الله نالنور النور
به انیس النفوس شمس الشموس علی بن موسی الرضا از غلام رو سیاه گنهکار
سلام آقای خوبم. از آخرین باری که به پابوستان آمده ام تا کنن چند سالی میگذرد و حال که در صحن و سرایت هستم سرتا پا شوق و شغعف دارم.
یادم هست دفعه قبل خواسته های زیادی از شما داشتم. الان که خوب فکر می کنم به همه خواسته هایم رسیده ام
شغل سپاه، عروسی، جور شدن زندگی و ... ممنونم آقای خوبم. ممنون...
دو روز پیش که با لباس سبز پاسداری به حرم زیبایت پا گذاشتم چقدر لذت بردم. باورم نمی شد... همه این ها را از کرم شما و خدای بزرگ میدانم.
مولای من، با ورود به سپاه، دریچه ای جدید از زندگی به روی من باز شد. اگر روزی هزاران بار شکر خدا را بگویم باز هم کم است. ارباب من از لذت های دنبیوی هرآنچه که باید می چشیدم؛ چشیده ام...
حال بی صبرانه منتظر چشیدن لذتی اخروی هستم. لذتی که نهایتش رضای خداست...
یا رضا! تو را به پدر بزرگوارت موسی بن جعفر (ع) قسم. تو را به فرزند عزیزت جواد الائمه(ع) قسم. تو را به خواهر گرامی ات فاطمه معصومه قسم ضامن من شوید...
آقا جان دوست دارم مانند علی اکبر (ع) در جوانی شهد شیرین شهادت را بنوشم و جان ناقابلم را فدای شما اهل بیت بکنم.
فقط یک خواسته شخصی دیگر دارم. مولای من بر من منت بگذار و جواز شهادتم را امضا کن.
امشب شام دوشنبه است. می گویند دو شنبه ها و پنج شنبه ها پرونده اعمال ما میرود دست صاحبمان ولی عصر (عج)
آقای من تو را به مادرت زاهرا (س) قسم شهادت نامه مرا با امضای خودت مزین کن.
آرزو دارم امشب پرونده ام به همراه جواز شهادتم به امضای امام زمان (عج) برسد...
بدون شک با دیدن امضای ضمانت شماولی عصر (عج) هم امضا می کنند.
آقای من...
مرا از درگاهت نا امید مکن
الهی رضا برضاک
لا معبود سواک
سه شنبه 93/5/6
حرم امام رضا (ع) رواق دارالعجابه
01:34 بامداد
  • هم‌عهدان شهید محسن حججی

رییس جمهور در جلسه هیات دولت: شهید حججی اسماعیل زمان ماست.

  • هم‌عهدان شهید محسن حججی
  • هم‌عهدان شهید محسن حججی

وصیت نامه شهید حججی


برای ولایت...
ان شا الله شهادتم صدق گفتارم را گواهی می دهد...
شک نکنید و مطمئن باشید راه ولایت همان راه علیست
رهبر بر حق سید علیست...
والسلام
  • هم‌عهدان شهید محسن حججی
  • هم‌عهدان شهید محسن حججی
  • هم‌عهدان شهید محسن حججی

چی میبینی توی دفاع از حرم؟
که این حس برات ذاتیه، خونیه
ما بیرون گودیم و حرف می زنیم
گمون می کنیم کار آسونیه

یه لحظه به هم خوردن امنیت
یه جورایی اذن جهاد توئه
تو گفتی فقط خادم زینبی
مشخص شد این اعتقاد توئه!

گذشتی به آسونی از زندگیت
نتیجه ش همین حس امنیته
صلابت یه تعریف داره، اونم
همین مشت های گره کردته

به روتم نمیارن اینو ولی
میدونم به خیلیا ثابت شده
تو بودی که هر فتنه و خدعه ای
توو این سرزمین زود ساکت شده

باید زخم توو سینه ی شیعه ها
براشون یه جورایی مرهم بشه
نمیزاری هرگز به هر قیمتی
یه اجر از این صحن هم کم بشه

جهاد از توو رگ هات میجوشه و
دلت از همین قصه اگاه بود
خودم دیدم اینو که روز نبرد
توو دستات نصر من الله بود!


صادق وفایی

  • هم‌عهدان شهید محسن حججی

 زهی ز جان و ز سر، بی نیازی حججی
زهی میان سران سر فرازی حججی

اگر که سر بر چوگان دوست کردی گوی
ترا عیان شود اسرار بازی حججی

اذان عشق و قیام شهود و سجده شکر
وضوی خون به جبین نمازی حججی

سرود اشهد ان لا اله الا الله
أنا الحق است نه لفظ مجازی حججی

به زیر تیغ شهادت، شهادتش به سه قول
حماسه‌ای است ز دشمن‌گدازی حججی

جوان نورس و صد ساله راه و فوز وصول
فسانه نیست که اسطوره سازی حججی

امام خامنه‌ای خواند حجتش بر ما
چه رویشی است عراقی ـ حجازی حججی؟!

حریم زینب کبرا بود حضیره قدس
ملائک‌اند به پاس جوازی حججی

رقیه نیک بیارام شیعه سرتا سر
قیام کرده به صف موازی حججی

هلا که حضرت عباس و اکبر و قاسم
ستاده اند به مهمان نوازی حججی

چه جای صحبت دهقان که سالکان طریق
به حیرت اند ز پر رمز و رازی حججی


عزت الله دهقان

  • هم‌عهدان شهید محسن حججی
 زهره چشم فرشته ها جلاد
وارث ” یسفک الدما” جلاد
بوده شیطان در ابتدا عابد
شده عابد در انتها جلاد

پانهاده ز بندگی بیرون
در زمین با خلیفه شد هم خون
بوده روزی برادر هابیل
بوده از نسل انبیا جلاد

راه سیر و سلوک طی کرده
شتری را شبانه پی کرده
تاابد پیش صالحان دارد
لقب اشقی الاشقیا جلاد

بت پرستیده صبح هر شنبه
سربریده همیشه با پنبه
شده در بین قوم اسراییل
سامری زاده با دعا جلاد !

روح او را پلید می بینم
یقه اش را سفید می بینم
مثل گرگی به ظاهرا بره
می نشیند کنار ما جلاد

می کند ریش دار بی ریشه
خون مردم همیشه در شیشه
لقمه های حرام می سازد
از امیران کربلا جلاد

ملتی خسته از جنایاتش
آه از آشوب و اغتشاشاتش
شده اعدام سال شصت اما
باز برگشته بی حیا جلاد

به عزای بشر شده سرخوش
در یمن…غزه…بوده کودک کش
حاجیان را به مسلخ آورده
فاجعه کرده در منا جلاد

در سنا کرده با سناتورها
وضع قانون برای آخورها
از عرب شیر مفت می دوشد
در نمی آورد صدا جلاد

زیر تیغش تمام ملت ها
کمترین کارش این شرارت ها
اتحادیه اروپایی است
جای یک مشت بی خدا…جلاد

فرق بین خبیث و طیب را
خوانده ام در کتاب عاشورا:
می شود زاده علی (ع) زینب (س)
می شود زاده زنا جلاد

وهبیم و بلند بالاتر
عکس ما سربریده زیباتر
به قضاوت نشسته آینده
ما حسینی تریم یا جلاد؟؟؟

“حججی “ها شهید تاریخند
بی سر اما امید تاریخند
میگذارم مگر عوض بشود؟؟؟
جای اسم شهید با جلاد

نجمه پورملکی
  • هم‌عهدان شهید محسن حججی
شوقش آن است که از زخم لبالب باشد
پیش مرگ حرم حضرت زینب باشد

یا علی را به لبش دارد و نیت کرده است
ذوالفقار غضبش قاتل مَرحَب باشد

می رود بین پلنگان نشود تنها، ماه
می رود در شب پر دلهره کوکب باشد

می رود قافله نور و دلش می خواهد
سپر صبح در این غائلهٔ شب باشد

راهی مروه خون است و صفای آتش
این حرم در نظرش بیت مکعّب باشد

عاشقانه نگران است در این شام زخم
نکند قامت معشوق محدّب باشد

روضهٔ معجر غارت شده را می بارد
شانه ای نیست که آن زلف مرتب باشد

وقت آن است که در خون بچشد مستی را
سر کشد جام بلا تا که مقرّب باشد

از خدا در سحر نافله ها می خواهد
خیزران کاش نصیب ترک لب باشد

راه را گم نکند، عطر بصیرت جاری است
دست تکفیر اگر پرچم مذهب باشد

قتلگاهش بشود اوج سعادتمندی است
کربلائی که پر از فتنهٔ عقرب باشد

خواب دیده است که افتاده به میدان، بی دست
در قیامت به علمدار ملقّب باشد

سید مسیح شاهچراغ
  • هم‌عهدان شهید محسن حججی
ای سَرو سَهی سر بُریده
مردانه خطر به جان خریده

ای شیر دمانِ بیشه ی فارس
با رزم تو روبَهان رمیده

اَحسنت به غیرت تو محسن
از بهر دفاع رگت جهیده

در چنگ عدو، گهِ اسارت
نی خم شده قامتت، خمیده

اِستاده به پای چون دماوند
کس همچو صلابتت ندیده

تو اُسوه ترین و قهرمانی
نامت شده ثبت در جریده

معنای سکوت پُر طنینت
از خصم زبون اَمان بریده

بر حنجره ات نشسته خنجر
حلقوم تو از غضب دریده

بگرفته وضو از این شهادت
آن خاک که خون تو چکیده

جانت به عروج وجسم پاکت
در شام بلا به خون تپیده

همواره «حبیب» دل بمانی
اینک به وطن شدی پدیده

نیک نژاد کیانی
  • هم‌عهدان شهید محسن حججی

دلم میخواس منم که هَف سالم شد،اولِ مهر دستِ تو رو بگیرم
چیزه زیادى که آخه نخواستم، باباىِ سر بلندِ سر به زیرم

تو مثلِ شیشه ى،یه عطرِ خوش بو، شکستیو یه شهر معطر شده
عطرِ سَرت پیچیده توىِ شهرم، سرِ تو از همه سَرا سَر شده

هرجا میرم اِسمِ تو رو میارن، صدامو میشنوى باباىِ مَردم؟
از این به بعد سرم همیشه بالاس، الهى که دور سرت بگردم

آهاى اونایى که همش میگفتین، اینا فقط میرن که پول بگیرن!
پول اگه اندازه ى جون مى ارزه، چرا باباهاىِ شما نمیرن؟!

بابا دیگه با ما غریبه نیستن! همه دیگه خیلى مارو دوس دارن
به خاطرِ غرورِ توىِ چشمات، چه احترامى که به ما میذارن

عمو قسم خورده به حلقومِ تو، از همشون فقط نفَس بگیره
میخوام برمو التماسش کنم، فقط بره،سرِتو پس بگیره

به کى بگم؟ حرفِ منو بفهمِ؟ تو رو ندارم براىِ همیشه
تمومِ دنیارو به پام بریزن، شبِ عروسیم که بابا نمیشه!

راستى بابا حالِ مامان خرابه، همش میخواد چیزى به روش نیاره
فقط میره میشینه تو اتاقت، سرِشو رو عکسِ سرِت میذاره


یاحا کاشانی

  • هم‌عهدان شهید محسن حججی

سرت سلامت مسافر من! اگرچه سر در بدن نداری
تو رفتی و طاقتم سرآمد چرا سرِ آمدن نداری

خوشا پریدن، ز شاخه جَستن، رهیدن از قید پیکر و تن
تو اهل وصلی تو از رسیدن که عُلقه ی ما و من نداری

ز عشق آیا بگو چه دیدی قفس شکستی و پر کشیدی
چنان که آسیمه سر دویدی کم از اویس قرن نداری

شهید افتاده بین میدان! به خاک و خون خفته در بیابان!
بمیرمَت ای شهید عریان! نبینمت پیرُهن نداری

بگو تو از کربلا عزیزم، از اِرباً اِربا بگو عزیزم
فغان کن اما بگو عزیزم چه شد که بر تن کفن نداری

دعای مادر! بیا اثر کن ، شب فراق مرا سحر کن
بیا از این کوچه هم گذر کن مگر تو فرزند و زن نداری

کبوترِ از قفس پریده! زمان برگشتنت رسیده
خوش آمدی مقدمت به دیده، نگو که میلِ وطن نداری


محسن ناصحی

  • هم‌عهدان شهید محسن حججی

نگاهش فاش می گوید: که از خنجر نمی‌ترسد
که سرباز حرم از بذل جان و سر، نمی‌ترسد

فراوان دارد از این جان نثاران حضرت ارباب
بلی ساقی ز خالی ماندن ساغر نمی ترسد

بس است این زوزه ها ای گرگ های جنگل جالوت
از این دندان نشان دادن که شیر نر نمی‌ترسد

همیشه از شهادت تا شقاوت راه باریکی است
کسی که توشه اش شد ذکر یا حیدر، نمی ترسد

برای «محسن» از دیوار و در کمتر بخوان، مداح!
که از چیزی به غیر از روضه ی مادر نمی ترسد


عباس احمدی

  • هم‌عهدان شهید محسن حججی

زلف دیوانگی ام باز پریشان شده است
«روضه خوان» از خبر آینه، حیران شده است

«روضه خوان» مانده که با معجر زینب چه کند!؟
گویی از آخر این روضه پشیمان شده است

«روضه خوان» دم نزَد اما همگان دانستند
زینب از حادثه کوفه، هراسان شده است

«مُستمع» حوصله صبر ندارد دیگر
بعد از این صاعقه‌ها نوبت باران شده است

«روضه خوان» لال شد و «مستمع» آشفته گریست
فهم این روضه برای همه آسان شده است

چندسال است که درگیر همین بیدلی‌ام:
«آتش و آب به هم دست و گریبان شده است»

شاه عریان، به صلیب است و مسیحا در عرش!
ارمنی در عجب از کار مسلمان شده است

روضه کوفه نخوانید مگر نیمه شب!
این تنوری است که گرم از سرِ مهمان شده است


احمد بابایی

  • هم‌عهدان شهید محسن حججی

سالک «حق الیقین» بودی شهید!
بین خوبان بهترین بودی شهید!

اهل فرهنگ و جهادِ بی بدیل
باور و اندیشه ات خوب و اصیل

ای «شهید بی سر» والاگُهر
نازنین دُردانه ات شد بی پدر

ای نگاهت آتشی بر جان ما
شعله زد بر عزّت و ایمان ما

آن نگاه پُرصلابت کُه شکن
شد فروغ ویژه سرباز وطن

ناکسان رسوای آن تیغِ نگاه
جانفدای شوکت زیبای ماه

با تو ما مردُم به خود باز آمدیم
جملگی در شوقِ پرواز آمدیم

سرو بی سر! سر به جانان باختی
کان چنان، بر خیلِ دشمن تاختی

بی وطن ها! «داعش» مزدورِ غرب
از سرافرازان چو تو در تاب و تَب

جان سپار راه مولایم «حسین»(ع)
ای «ذبیح اللّه» چو آقایم «حسین»(ع)

ای بریده حَلق و حَنجَر غرق خون
عاشق سرمستِ صحرایِ جنون

نان بیشرمی نخوردی ای شهید!
رَه به بیراهه نبُردی ای شهید!

کِی گرفتی با عَدو سِلفی؟ کجا؟!
«چهره ات» شد زیور آیینه ها!

ای صفاهانی نسب ای مردِ دین
چلچراغِ روشنِ این سرزمین

نامه در نامه همه نامِ تو شد
اهلِ گیتی ماتِ اقدامِ تو شد

از تو «محسن» جان محاسن دیده ایم
ما ترا در «عشق»، ساکن دیده ایم...


سیاوش امیری

  • هم‌عهدان شهید محسن حججی

تا محضر دوست، بى نشان باید رفت
بى سر به سرِ نیزه عیان باید رفت

مانند علمدار ادب باید کرد
درخیمه صاحب الزمان(عج) باید رفت


محمدمهدی عبدالهی


................................................................................................................


عشق است چنین لاله ی پرپر دادن!
در راهِ شما، علیِ اکبر دادن!

آقا! سر و دل فداییِ زینبتان!
دلداده شدن خوش است با سَر دادن!


عارفه دهقانی


................................................................................................................


کی از تهدید میترسیم و از تحریم میمریم
بکش ما را که با هر مرگ جانی تازه می‌گیریم

هوای کربلا با ماست با هر شور عاشوراست
سر جاری شدن داریم اگر اشکی سرازیریم


علی داوودی


................................................................................................................


یک عمر فقط از تو نشان پرسیدم
یک عمر فقط نام تو را بوسیدم

شیرینی نام تو گلویم را زد
من شهد شهادت اینچنین نوشیدم


محمدمهدی سیار



  • هم‌عهدان شهید محسن حججی

به سوی علقمه رفتم که تشنه کام بیایم
وسرگذاشته بر دامن امام بیایم

چه باشکوه به لب غنچه می زند صلواتم
مگر به باغ گل سرخ،باسلام بیایم

خوشا که گوش به بانگ درای قافله باشم
به کربلای تو از حج ناتمام بیایم

شب است و همسفر مسلمم به غربت کوفه
که چون ستاره ی سرخی به پشت بام بیایم

خوشاکه جامه دران بین خطبه خوانی زینب
براین خرابه بچرخم به صبح شام بیایم

دعا کنید پدر! مادر! این دقیقه آخر
که سربریده براین دشت، چند گام بیایم

چقدر گمشده چون برگ گل سه ساله پرپر
علم به دوش به خونخواهی کدام بیایم

شنیده ام که به صحراست چشم یاس سه ساله
مگر به نام عمویش به انتقام بیایم

تمام حنجره هل من معین اوست به گوشم
تمام حنجره، «لبیک یا امام!» بیایم


محمدحسین انصاری نژاد

  • هم‌عهدان شهید محسن حججی

باز هم صحبت از آن راز مگوست
سخن از میکده‌ای تو‌‌ در ‌تو‌ست

موج ‌در ‌موج خروشان شده اشک
همچو سیلی که روان درهرسو‌ست

سِرّ سَر را نتوان کرد عیان
سربه‌مهر است پیامی که از او‌ست

رسم عشاق به هنگام وصال
بر زمین ریختن جام و سبو‌ست

راه صدساله به یک‌شب طی شد
نوبت خنجر و رگ‌های گلو‌ست

مدعی گرچه جسور است ولی
عاجز از معرکه‌ای رو در رو‌ست

زلف یاران چه شکوهی دارد
چون‌که پیچیده به دستان عدوست


علی قدیری

  • هم‌عهدان شهید محسن حججی

ای محسنیم کی شهادت سنینکیدی
عشق عالمینده سخاوت سنینکیدی

دوزدیر کی جسمیوی پوزگون ووروبدئلار
اما دئدون کی بو جانیم ده امانت سنینکیدی

زینب یولوندا باش نیه لازیم دئدون منه
باش سهلیدور خانیم،بلکه بو جانیم سنینکیدی

عشقون یولوندا جانیمی قوربان دئدیم سنه
ای نور دیده ی حسین(ع)، بو جهانیم سنینکیدی


علی طوفانی خانیان

ترجمه:
ای محسنم که شهادت سزاوار توست
در عالم عشق سخاوتمند ترینی تو
درست است جسمت را پاره پاره کردند و دلم را خون کردند
اما تو گفتی این جان هم امانت مال شماست
تو گفتی در راه زینب سر میخواهم چکار
سرم که سهل است خانوم،بلکه کل جانم مال شماست
در راه عشق جانم را برای شما قربانی کردم
ی نور دیده ی حسین(ع)،این جهانم هم مال شماست


  • هم‌عهدان شهید محسن حججی

خبر آمد خبری در راه است
اربعین دگری در راه است

بعد از این مدعی عشق کجاست
عاشق معتبری در راه است

عشق هم مرتبه دارد به خدا
عاشق خون جگری در راه است

او سرش رفته که قولش نرود
مردم شهر! سری در راه است

"سر" خودش گریه کن ارباب است
باز چشمان تری در راه است

کودکی خواب ز چشمش افتاد
خبر آمد پدری در راه است


حسن اسحاقی

  • هم‌عهدان شهید محسن حججی

باید از خون غزلی ساخت و رفت
یا که بر مدعیان باخت و رفت

عاشقی مضطرب وصل تو بود
سر به دامان تو انداخت و رفت

چون وصال تو بهایش جان است
عمر خود را به تو پرداخت و رفت

باز چون قصه پروانه و شمع
حد این فاصله نشناخت و رفت

تا نگاهت به نگاهش پیچید
چه نجیبانه "سر" انداخت و رفت

پا به میدان بلای تو نهاد
گوی چوگان تو شد تاخت و رفت


علی قدیری

  • هم‌عهدان شهید محسن حججی

عطر اخلاص تو عالم گیر شد
گوشه ای از کربلا تصویر شد

گرچه شمری بار دیگر شد پدید
باز هم خون برتر از شمشیر شد

می خروشید از نگاهت اقتدار
زین صلابت دشمنت تحقیر شد

حاجیان زلف خود اهدا می کنند
عاشقان را بذل سر، تقصیر شد

شام هجرانت سحر شد عاقبت
با گلویت خنجری درگیر شد

لحظه وصلی سراسر شور و عشق
در کدامین شب چنین تقدیر شد؟

مدعی پنداشت راهت شد تمام
راه و رسمت در جهان تکثیر شد

این که هر جا قطعه ای از نینواست
روز عاشورای تو تفسیر شد

عکس تو در قاب جان ها جاگرفت
قلب های مرده هم تسخیر شد

ای شفیع روز محشر ای شهید
دست ما بردامنت زنجیر شد

یار غائب را سلام از ما رسان
نوبت دیدار یاران دیر شد


علی قدیری

  • هم‌عهدان شهید محسن حججی

کوه از قامت تو شرمنده
توی چشمات غرور دریا بود
دست پایین گرفته بودندت
سر سبزت همیشه بالا بود

گفته بودند ما نمی‌دیدیم؛
قهرمانی به حجم بازو نیست
یک جوان از جماعتی دل برد
دلربایی به چشم و ابرو نیست

توی این شهر ولوله افتاد
هرچه توصیف می‌کنند کم است
جای عکس ستاره‌ها حالا
قهرمانش مدافع حرم است

کودکت بیقرار می‌پرسد
مادرم این صدای بابا نیست؟
و سکوتی که غرق بغض شده
« پدرت در مسیر تنها نیست»


سید مهدی موسوی تبار

  • هم‌عهدان شهید محسن حججی

رفت با پای خودش آن ماه سوی قتلگاه
کربلا آمد به استقبال او وقت پگاه

دل برید از خود که دل را وقف مولایش کند
دل برید از خاطراتش این چنین با یک نگاه

در نگاهش انقلابی شد مهیای ظهور
برق چشمانش پدید آورد توفان در سپاه

ناله‌ی هَلْ مِنْ مُعین، او را هوایی کرده بود
تا حریم عشق پر زد، پاسبان خیمه گاه

سربلند از امتحان آورد سر را روی دست
روی خاک افتاد سردار رشید بی گناه

زخم شد دیگر نگاه "شام" در یومُ الوداع
آه امان از قلب زینب ،قلب زینب... آه آه

روضه خوان ای کاش پایین آید از بالای تل
تا نبیند ارباً اربا، یوسفی را بین چاه

محمدمهدی عبدالهی

  • هم‌عهدان شهید محسن حججی