ای تیغ! استخاره مکن! آب دیده شو
ای تن! جریحه دار شو! ای سر! بریده شو!
یک بار هم شده بزن از سینه ام برون!
فریاد بی صدای من! انک شنیده شو
از بین دلبران به جلوه درامده
ای دل بیا و عاشق یار ندیده شو!
گر باتو دعوی غم ام المصائب است
چون تیغ منحنی حسینش، خمیده شو
خاکی اگر، به رشته تسبیح دربیا
گر قطره ای، ز آب وضویی چکیده شو
با مرگ چیزی عاید انسان نمی شود
این راه بهتر است : شهید عقیده شو!
پروانه وار در تن پیله نهان شدی
بر دست ها شهید من! این بار دیده شو
ای شعر! اگر حدیث تو مضمون چشم اوست
بیخود نگیر وقت غزل را، قصیده شو!
پیمان طالبی
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.