
بسم الله نالنور النور
به انیس النفوس شمس الشموس علی بن موسی الرضا از غلام رو سیاه گنهکار
سلام آقای خوبم. از آخرین باری که به پابوستان آمده ام تا کنن چند سالی میگذرد و حال که در صحن و سرایت هستم سرتا پا شوق و شغعف دارم.
یادم هست دفعه قبل خواسته های زیادی از شما داشتم. الان که خوب فکر می کنم به همه خواسته هایم رسیده ام
شغل سپاه، عروسی، جور شدن زندگی و ... ممنونم آقای خوبم. ممنون...
دو روز پیش که با لباس سبز پاسداری به حرم زیبایت پا گذاشتم چقدر لذت بردم. باورم نمی شد... همه این ها را از کرم شما و خدای بزرگ میدانم.
مولای من، با ورود به سپاه، دریچه ای جدید از زندگی به روی من باز شد. اگر روزی هزاران بار شکر خدا را بگویم باز هم کم است. ارباب من از لذت های دنبیوی هرآنچه که باید می چشیدم؛ چشیده ام...
حال بی صبرانه منتظر چشیدن لذتی اخروی هستم. لذتی که نهایتش رضای خداست...
یا رضا! تو را به پدر بزرگوارت موسی بن جعفر (ع) قسم. تو را به فرزند عزیزت جواد الائمه(ع) قسم. تو را به خواهر گرامی ات فاطمه معصومه قسم ضامن من شوید...
آقا جان دوست دارم مانند علی اکبر (ع) در جوانی شهد شیرین شهادت را بنوشم و جان ناقابلم را فدای شما اهل بیت بکنم.
فقط یک خواسته شخصی دیگر دارم. مولای من بر من منت بگذار و جواز شهادتم را امضا کن.
امشب شام دوشنبه است. می گویند دو شنبه ها و پنج شنبه ها پرونده اعمال ما میرود دست صاحبمان ولی عصر (عج)
آقای من تو را به مادرت زاهرا (س) قسم شهادت نامه مرا با امضای خودت مزین کن.
آرزو دارم امشب پرونده ام به همراه جواز شهادتم به امضای امام زمان (عج) برسد...
بدون شک با دیدن امضای ضمانت شماولی عصر (عج) هم امضا می کنند.
آقای من...
مرا از درگاهت نا امید مکن
الهی رضا برضاک
لا معبود سواک
سه شنبه 93/5/6
حرم امام رضا (ع) رواق دارالعجابه
01:34 بامداد
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.